يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

68

رياض الادويه ( فارسى )

است به سينه و مصلحش اسقورديون بود ، و گويند يك وزن و نيم اسارون و نيم وزن آن پوست بيخ كبر . جند بيدستر : به پارسى آش بچگان و خايهء سگ آبى و به تركى قندزفيرى گويند . گرم و خشك است در سيوم ، و گويند در دويم . رعشه و خدر و فالج و صداع و نسيان كه از سردى باشد ، نفع دهد ؛ و چون بخور كنند ، يا فرزجه بردارند ، بچهء مرده بيندازد و مشيمه بيرون آرد ؛ و شربتى از او يك درم تا دو درم است ، و گويند يك مثقال تا دو مثقال ؛ و بدل آن وجّ و نيم وزن آن فلفل و گويند بدل آن مشك است . جوز : خسف خوانند به پارسى چارمغز و گردكان و هندوى اكهروت « 1 » گويند . گرم است در سيوم و خشك است در اوّل ؛ و گويند گرم و تر است در دويم . چون مغزش را به آبكامه خورند ، شكم براند ، كرم دراز و حبّ القرع بيرون آرد ؛ و اگر با انجير خورند ، دفع جميع زهرها كند ؛ و خوردن مغزش محرور مزاج را مضرّ است ، و مصلحش سكنجبين است ، و شربتى از او پنج درم تا ده درم ؛ و بدلش به وزن آن حبه الخضرا و گويند جوز هندى بود . جوز هندى : نارجيل است ، و در « حرف نون » گفته شود . جوزبوّا : به پارسى جوزبويا و به هندوى جعفل « 2 » گويند . گرم و خشك است در سيوم ، و گويند در دويم . بوى دهان را خوش كند و جگر و معده را قوّت دهد و روشنايى چشم بيفزايد و شكم ببندد و عسر البول را سودمند آيد و نشاط آرد ؛ و شربتى از او دو درم تا سه درم است . مضرّ است به شش ، و مصلحش عسل بود ، و گويند آب گرم ؛ و بدلش به وزن آن بسباسه است . جوز الماثل : و جوز الماتل نيز گويند و به هندوى دهاتوره « 3 » گويند . سرد و خشك است در چهارم . مخدّر و مغشّى و مقىّ و منوّم بود و احداث سبات و خناق كند و كسى را كه حرارت مفرط باشد ، چون قيراطى از او ميل نمايد ، سودمند آيد ؛ و يك مثقال از او كشنده است ، و مصلحش لبن حليب است . جوز القىّ : به هندوى ماتفر گويند . « 4 » گرم و خشك است در دويم . مقىّ و مسهل بلغم بود و فالج و لقوه را نفع دهد ؛ و شربتى از او دو درم است . جوز السّرو : به پارسى بار سرو گويند . سرد و خشك است در دويم . اعصاب را قوّت دهد و قطع خون كند ؛ و زنى را كه رحمش بيرون آمده باشد ، در

--> ( 1 ) . هندى آن « اخروى » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 106 ) ( 2 ) . هندى آن « جاى پهل » ، « جاى بل » ، « جاديفل » ، « ابرسناروا » ، « جادوبوى » و « جاونرى » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 107 ) شايد صورت فوق ( جعفل ) دگرگون شدهء « جاى بل » باشد . ( 3 ) . جوز الماثل يا جوز الماتل ، معرّب « كوز ماثل » فارسى است و به فارسى « ماتوله » ، و به هندى « دهتوره » يا « ته توره » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 109 ) ( 4 ) . جوز القىء ، جوز الدفع نيز گويند ؛ چراكه به وسيلهء آن قى و اسهال دفع شود . به هندى « ممين پهل » و « مين بل » ، و به سندى « منبهل » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 108 ) صورت هندى فوق ( ماتفر ) در منابع مشاهده نشد . ( ؟ )